سراج اندیشه

پایگاه اطلاع رسانی علمی و آموزشی
  • چاپ
  • ذخيره پيوند
  • ارسال به دوست
  • Rss
  • نقشه سایت 
  •  | 
  • ارتباط با ما 
  • دوره های آموزشی
    • دوره های تربیت و تعالی
    • نور مبین
    • بصیرت دینی انقلابی
    • دوره های آموزشی طولی
  •     نشریات 
    • موعظه خوبان
    • موازین
    • تدبیر ماه
    • نشریه آیینه جان
    • نشریات قرآنی و معارف
  •     کتاب های صوتی
  • آزمون تستی
منوی اصلی

  • دوره های تربیت و تعالی
  • نور مبین
  • بصیرت دینی انقلابی
  • دوره های آموزشی طولی

  • موعظه خوبان
  • موازین
  • تدبیر ماه
  • نشریه آیینه جان
  • نشریات قرآنی و معارف

جرعه ای از جام (گزیده ای از بیانات امام خامنه ای پیرامون علم و دانش)

  •  [Author]
  •  پنج شنبه، 18 فروردین
  •  0 نظر

1) در نظام اسلامي، علم و دين پابه‏پا بايد حرکت کند. 29/9/1368
2) علم، مثل درختي است که يکي از موجبات رشد آن، هرس کردن و چيدن زوايد آن و اجازه ندادن به رشد شاخه‏هاي زيادي و بوته‏هاي مزاحم است. 2/12/1368
3) ما بايد هرچه در توان داريم، علم را خالصتر و صافتر و از زوايد پيراسته‏تر کنيم. 2/12/1368
4) بدون علم که در دنيا هم نمي‏شود اثر گذاشت. شما بهترين آدمهاي دنيا باشيد، ما بهترين و شريفترين و عزيزترين ملتها باشيم؛ وقتي نتوانيم روي بشريت اثر بگذاريم، وقتي نتوانيم اين گرداب مهلک را مهار بکنيم، چه فايده‏يي دارد؟ رسالت يک انسان که يک رسالت فردي و خانوادگي و يک رسالت ملي به معناي محدود نيست؛ بلکه يک رسالت انساني است. انسان، اصلاً در محدوده‏ي انسانيت زندگي مي‏کند. مگر مي‏شود اين‏همه کارهاي بزرگ را بدون علم انجام داد؟ 23/5/1369
5) ملتي که علم ندارد، محکوم به عقب ماندگي و ذلت و بارکشي و بداخلاقي و دون و فرودستي در معادلات جهاني است. 23/5/1369
6) فساد علمي معنايش اين است كه در دانشگاه، نه معلم براي درس‏دادن و ياددادن دلسوزي كند، نه متعلم و دانشجو براي يادگرفتن دلسوزي كند. نتيجه، بي‏سواد بارآمدن، بدفهميدن و نفهميدن و عدم رشد استعدادهاست. 13/6/1370
7) افكار فلاسفه و نويسندگان و متفكران مادّي غرب، امروز در سطح دانشگاههاي ما، به صورت كتاب و ترجمه وجود دارد. نمي‏شود سدي درست كرد كه اينها وارد نشوند؛ اين امكان ندارد و مصلحت نيست. افكار بايد بيايند و حضور داشته باشند. در مقابل آن افكار، بايد پادزهر ايجاد كرد. روحانيت اين كشور، جوانان را در مقابل تفكرات پُرجاذبه‏ي ماركسيسم واكسينه كرد و به آنان پادزهر زد. 25/6/1370
8) علمِ شکوفا و پيشرفته اگر در اختيار يک ملت سالم وکامل باشد، مايه خير و برکت است. 15/1/1371
9) اگر جامعه‏اي با معلومات باشد، مقاومتش در مقابل دشمن زياد مي‏شود. 9/2/1371
10) اگرجامعه‏اي نسبت به علم حسّاسيت داشته باشد، هنگامي که با کشورها و ملتهاي ديگر هم ارتباط برقرارکرد، اوّل سعي مي‏کند علم آنهارابگيرد. 9/2/1371
11) امروز هر اقدامي که به گسترش سطح آگاهي عمومي بينجامد و نيروي تفکر و قدرت درک معارف را در مردم با استعداد ما تقويت کند، حسنه‏يي بزرگ است. 4/10/1372
12) علم و کار براي يک ملت، دو بال است. ملتِ بي‏علم و بي‏کار، پيش نخواهد رفت. 13/2/1374
13) هر درسي که مي‏تواند يک انسان را عالم، دانشمند و مفيد براي جامعه کند، ياد دادن آن ثواب دارد. اين، منطق اسلام است. 13/2/1374
14) پيشرفت علم و تحوّل امور دانشجويي و افزايش تعداد دانشجويان در کشور، براي دشمنان ما هيچ خوشايند نيست و نمي‏توانند ببينند که در کشور، اين‏همه طلب علم مي‏شود و به اين وسيله، آينده ميهن تضمين و تأمين مي‏گردد. حتّي در صحنه مسابقات علمي ديديم که جوانان ما، پيشرفتهاي خوبي کردند که همه اينها، مبارزه با استکبار محسوب مي‏شود و کمک به آينده کشور است. 1/1/1375
15) محيط علمي بايد در عين آنکه بالاترين بهره‏ي ممکن را از دانش پيشرفته‏ي جهان ميبرد، متکي به خود و مبتکر و خلاق و کاوشگر باشد. 12/3/1378
16) ايران عزيز براي رسيدن به هدفهاي بزرگي که به‏برکت انقلاب اسلامي در برابر او ترسيم شد، چشم به تلاش جوانان در عرصه‏ي علم و معرفت دوخته است، و بدون آن، فروغ خودباوري و استقلال ملي که در طول دو دهه از انقلاب همواره راهگشاي ملت و دولت ما در گذرگاههاي دشوار بوده است، به ضعف خواهد گرائيد. 6/7/1378
17) بايد بکوشيم تا بتوانيم کشور را از لحاظ علمي از ديگران بي‏نياز کنيم. 19/7/1378
18) بايد مسؤولانِ کارِ علمي در کشور، زمينه‏ها را فراهم نمايند و همه کمک کنند. راهها را براي جوانان ممتاز و برتر باز کنند؛ هم در علوم رياضي، هم در علوم طبيعي، هم در علوم انساني، هم بخصوص در زمينه ادبيّات فارسي، هم در مسائل علوم ديني، هم در فلسفه و در مسائل فکري. در همه اين رشته‏ها ما احتياج داريم که کساني با اين استعدادهاي درخشان ان‏شاءالله ميدان جلوشان باز باشد و بتوانند پيشرفت کنند که اين تکليف مسؤولان را سنگين مي‏کند. 19/7/1378
19) دين، طرفدار و مشوّق علم است. 19/7/1378
20) علم از جمله مقولاتي است که با تبادل و داد و ستد رشد پيدا مي‏کند. 19/7/1378
21) علم چيزي نيست که هر کشوري بگويد من از مردم ديگر بي‏نيازم؛ نه. علم داد و ستدي است. اگر درهاي علم مدّتي در يک کشور بسته شد و از ديگران استفاده‏اي نکرد، آنچه هم که در درون خودش از استعداد هست، از بين خواهد رفت؛ يعني سرکوب خواهد شد. 19/7/1378
22) قطعاً علم نه فقط يک شرط لازم، بلکه يک شرط لازمِ بسيار مهمّ است و بايد در کشور پيش برود. 19/7/1378
23) ملتي که قدر علم و آموزش و معلم و اهميت فرهنگ را نداند، به هرکجا هم برسد، آسيب‏پذير است. از لحاظ مادّي هر رشدي هم بکند، قابل سرنگون شدن و شکست خوردن است. 14/2/1379
24) دشمن مي‏خواهد دانش ما پيشرفت نکند؛ دانشگاههاي ما به‏جاي درس خواندن، به کارهاي ديگر بپردازند؛ ايمان نسل جوان تقويت نشود و جوان مؤمن تبديل شود به جوان هوسران. 5/5/1379
25) هرچه علم بيشتر پيشرفت کند، هرچه کهکشانها بيشتر شناخته شود، هرچه درياها و صحراها و ذرّات، بيشتر در زير دقّت علم قرار گيرد، هرچه نيروهاي فشرده در وجود انسان بيشتر شناخته شود، ايمان به خدايي که آفريننده و فراهم کننده اين دستگاه عظيم و پيچيده است، پايگاه مستحکم‏تري پيدا خواهد کرد. 5/5/1379
26) هرچه علم پيشرفت کند، پايه‏هاي ايمان ديني متسحکم‏تر خواهد شد. 5/5/1379
27) امروز اگر براي علم سرمايه گذاري و مجاهدت و تلاش نکنيم، فرداي ما، فرداي تاريکي خواهد بود. 9/12/1379
28) امروز در کشور، يکي از فرايض حتمي براي اين نسل - که در درجه اوّل هم اين فريضه بر دوش شما دانشگاهيهاست - عبارت از تقويت بنيه علمي کشور است. 9/12/1379
29) امروز کساني که بر دنيا خدايي مي‏کنند؛ آن دستهاي مرموزي که اختيار منابع عظيم انساني و مادّي دنيا را در دست گرفته‏اند و همه اقيانوسها و همه تنگه‏هاي حسّاس دريايي زير چشمشان است و هرجا مي‏خواهند دخالت مي‏کنند، با ابراز علم بود که توانستند بشريت را به اين خاکستر بنشانند! لذا براي مقابله با کار آنها، علم لازم است. 9/12/1379
30) آن چيزي که در فضاي علمي ما مشاهده مي‏شود - که به نظر من يکي از عيوب بزرگ محسوب مي‏گردد - اين است که دهها سال است که ما متون فرنگي و خارجي را تکرار مي‏کنيم، مي‏خوانيم، حفظ مي‏کنيم و بر اساس آنها تعليم و تعلّم مي‏کنيم؛ اما در خودمان قدرت سؤال و ايجاد خدشه نمي‏يابيم! بايد متون علمي را خواند و دانش را از هرکسي فرا گرفت؛ اما علم بايد در روند تعالي خود، با روحهاي قوي و استوار و کارآمدي که جرأت پيشبرد علم را داشته باشند، همراه شود تا بتواند پيش برود. انقلابهاي علمي در دنيا اين‏گونه به‏وجود آمده است. 9/12/1379
31) آن وقتي که علم با هدايت ايمان، عواطف صحيح و معرفت روشن‏بينانه و آگاهانه همراه شود، معجزه‏هاي بزرگي مي‏کند و کشور ما مي‏تواند در انتظار اين معجزه‏ها بماند. 9/12/1379
32) براي نوآوري علمي - که در فرهنگ معارف اسلامي از آن به اجتهاد تعبير مي‏شود - دو چيز لازم است: يکي قدرت علمي و ديگري جرأت علمي. 9/12/1379
33) توليد علم، فقط انتقال علم نيست؛ نوآوري علمي در درجه اوّلِ اهميت است. 9/12/1379
34) عزيزان من! ما امروز در کشورمان به پيشرفت علم نياز داريم. 9/12/1379
35) علوم انساني، علوم اجتماعي، علوم سياسي، علوم اقتصادي و مسائل گوناگوني که براي اداره يک جامعه و يک کشور به صورت علمي لازم است، به نو آوري و نو انديشي علمي - يعني اجتهاد - احتياج دارد. 9/12/1379
36) کساني تلاش مي‏کنند که روند کار علمي را کند يا متوقّف کنند و يا مورد بي‏اعتنايي قرار دهند. اين کار، پسنديده نيست. 9/12/1379
37) ما اگر علم نداشته باشيم، اقتصادمان، صنعتمان، حتي مديريّت و مسائل اجتماعيمان عقب خواهد ماند. 9/12/1379
38) حوزه انديشه و فکر هم قوانيني دارد و بايد از آن قوانين پيروي کرد. اگر کسي درباره يک مبناي فکري شبهه‏اي دارد، قانونش اين است که آن را در مراکز تخصّصي و محافل علمي مطرح کند. يا بايد شبهه را برطرف کرد و از ذهن خود زدود، يا اگر شبهه اشکال واقعي است، آن را به يک نظريّه تبديل کرد و ذهنهاي اهل علم و اهل نظر را نسبت به آن منقاد نمود. 12/8/1380
39) در دوران ورود دانش جديد به کشور ما، آنچه که وارد شد، عبارت بود از تقليد و ترجمه. البته منظورم ترجمه يک اثر ارزشمند نيست - که يک کار لازم است - منظورم فکر و ذائقه و روحيه ترجمه‏اي است؛ يعني قدرت ابتکار را از يک ملت گرفتن؛ شجاعت حرف نو را از يک ملت گرفتن؛ همه‏اش توي سر او زدن؛ به او اين‏طور تلقين کردن که اگر مي‏خواهي به جايي برسي و آدم شوي، بايد همان کاري را بکني که غربيها کردند و از آن سر سوزني تخطّي نکني! به مردم ما و محيطهاي علمي، اين‏گونه ياد دادند. اجازه ابتکار و نوآوري و خلاقيت علم را ندادند. 12/8/1380
40) علم و فکر را بايد توليد کرد. 12/8/1380
41) اين قلّه‏هاي علمي‏اي که شما در دنيا مشاهده مي‏کنيد، هميشه با رفاه همراه نبوده است. البته علم با خودش رفاه و سيادت سياسي و برتري نظامي مي‏آورد؛ در همه بخشهاي اقتصادي و سياسي نفوذ کلمه ايجاد مي‏کند؛ پول يک کشور را تقويت مي‏کند و اقتصاد يک کشور را رونق مي‏دهد. اينها همه هنرهاي علم است؛ اما وقتي خود علم مي‏خواهد به وجود آيد، لزوماً در بستري از رفاه و راحتي و لذّت و چرب و شيرينهاي دنيا به وجود نمي‏آيد. 3/7/1381
42) پيشرفت علمي و اقتباس علمي - که من به اقتباس معتقدم؛ اما به ترجمه محض و اکتفاي به ترجمه، معتقد نيستم - کاري لازم است و اسلام هم ما را به اين، امر مي‏کند. 3/7/1381
43) دنبال توليد علم، ژرف‏بيني و ژرف‏يابي در علم باشيد. 3/7/1381
44) رنسانسِ اروپا بر اساس ترجمه‏هايي که در کشورها و مناطق اسلامي انجام گرفته بود، صورت گرفت. ما مي‏توانيم اين را تصوّر کنيم که يک روز ايران توليد کننده خلاقّ علم شود. 3/7/1381
45) وقتي بنا باشد علم در جامعه رشد پيدا کند، البته مسؤولان بايد امکانات را فراهم کنند. 3/7/1381
46) يک روز علم را غربيها از شرق و از همين ايران گرفتند. پايه‏گذار بسياري از علومي که امروز در دنيا رايج است، ايرانيها هستند. در رياضي، فيزيک، پزشکي، نجوم و بسياري از علوم ديگر، ايرانيها پايه‏گذار بودند. 3/7/1381
47) ما بايد اين تجربيات ناشي از مباحثه و گفتگوي سالم و محترمانه و شجاعانه را به‏صورت تجربه‏هاي انباشته‏اي درآوريم تا بتوانيم از آنها استفاده کنيم و علم را بارور نماييم. 7/11/1381
48) آن روز که سهم «آزادي» سهم «اخلاق» و سهم «منطق»، همه يکجا و در کنار يکديگر اداء شود، آغاز روند خلاقيت علمي و تفکر بالنده ديني در اين جامعه است و کليد جنبش «توليد نرم‏افزار علمي و ديني» در کليه علوم و معارف دانشگاهي و حوزوي زده شده است. ؟/11/1381
49) اين انقلاب بايد بماند و برنامه تاريخي و جهاني خويش را به بارنشاند و همين که اين عزم و بيداري و خودآگاهي در نسل دوم حوزه و دانشگاه نيز بيدار شده است، همين که اين نسل از افراط و تفريط، رنج مي‏برد و راه ترقي و تکامل را نه در «جمود و تحجر» و نه در «خودباختگي و تقليد»، بلکه در نشاط اجتهادي و توليد فکر علمي و ديني مي‏داند و مي‏خواهد که شجاعت نظريه پردازي و مناظره در ضمن وفاداري به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بيدار شود و اراده کرده است که سؤالات و شبهات را بي‏پاسخ نگذارد، خود، في نفسه يک پيروزي و دستاورد است و بايد آن را گرامي داشت . 16/11/1381
50) بايد «توليد نظريه و فکر»، تبديل به يک ارزش عمومي در حوزه و دانشگاه شود و در قلمروهاي گوناگون عقل نظري و عملي، از نظريه‏سازان، تقدير بعمل آيد و به نوآوران، جايزه داده شود و سخنانشان شنيده شود تا ديگران نيز به خلاقيت و اجتهاد، تشويق شوند. بايد ايده‏ها در چارچوب منطق و اخلاق و در جهت رشد اسلامي با يکديگر رقابت کنند و مصاف دهند تا جهان اسلام، اعاده هويت و عزت کند و ملت ايران به رتبه اي جهاني که استحقاق آن را دارد بار ديگر دست يابد. 16/11/1381
51) امروز حتّى دشمنان بشريت از علم استفاده مى‏كنند. 22/2/1382
52) بدون پيشرفت علم نمى‏شود كشور را پيش برد. 22/2/1382
53) توليد علم يعنى رفتن از راههايى كه به نظر، راههاى نارفته‏اى است. البته اين به آن معنا نيست كه ما راههايى را كه ديگران رفته‏اند، نرويم و به تجربه‏هاى ديگران بى‏اعتنايى كنيم؛ بلكه به اين معناست كه به فكر باشيم. 22/2/1382
54) جنبش توليد علم، بدون پيشرفت علم ممكن نيست. بدون پيشرفت علم، در اين دنياى متنوّع نمى‏شود رقابت كرد و پيش رفت؛ حتماً پيشرفت علم لازم است. اين، وظيفه دانشگاهها و دانشجويان و اساتيد را بسيار سنگين مى‏كند. 22/2/1382
55) در اين دنياى عظيم و در اين طبيعت بزرگ، ناشناخته‏هاى فراوانى وجود دارد كه دانش پيشرفته امروز هنوز به آنها دست نيافته است. ناشناخته‏ها بسيار فراوان است و به گمان زياد به‏مراتب بيشتر از چيزهايى است كه بشر تاكنون به آنها دست يافته است. بايد دقّت كنيم، فكر كنيم و به دنبال كشف ناشناخته‏ها باشيم. 22/2/1382
56) علم با ارزش است و از جمله عواملى كه ارزش علم را بيشتر مى‏كند، اين است كه علم با غايت و هدفهاى مشخّصى كه طبق نيازها تنظيم شده است، به طرف پيشرفت و توسعه سير كند. 22/2/1382
57) علمِ ترجمه‏اىِ محض خوب نيست؛ مگر به عنوان يك وسيله. ما نبايد دچار ترجمه شويم. علم و فرهنگ ترجمه و سيستمها و روشهاى ترجمه‏اى، درست نيست. 22/2/1382
58) ما براى آرمانهاى والا، ارزشهاى حقيقى، فضايل انسانى و گسترش آنها ناگزيريم از علم و شرافت ذاتى علم استفاده كنيم. 22/2/1382
59) ما به دلايل مشخّصِ تاريخى از كاروان علم دنيا عقب افتاده‏ايم - اين را نمى‏توانيم انكار كنيم؛ واقعيتها پيش روى ماست - و اين در حالى است كه توانايى عالم شدن، توليد علم كردن و مرزهاى دانش را از آنچه هست، فراتر بردن، در ميان ملت ما كاملاً وجود داشته است. اين ظلم تاريخى به ما شده است. 22/2/1382
60) ما به عنوان يك ملت با استعداد، بايد علم‏آفرينى كنيم و مى‏توانيم. كسانى‏كه علم‏آفرينى كرده‏اند، هم از لحاظ استعداد و هم از لحاظ سوابق علمىِ درخشانِ تاريخى‏اى كه ما داريم، از ما جلوتر نبودند؛ بنابراين ملت ما مى‏تواند. اين به عنوان طرح يك خواسته عمومى در دانشگاههاست، تا ان‏شاءالله همه آن را دنبال كنند. 22/2/1382
61) دانش جهانى متعلّق به همه انسانهاست؛ دانش ما هم متعلّق به همه انسانهاست. يك روز دنياى اسلام به همه دنيا خدمت كرد؛ امروز هم ما از دانش جهانى استفاده مى‏كنيم. 15/5/1382
62) امروز بسيارى از جوانانى كه در بخشهاى بسيار حسّاسِ علمى كشور مشغول كار هستند، همان عناصر دفاع مقدّسند كه با همان روحيه و انگيزه مشغول كار شده‏اند. 26/6/1382
63) پايه پيشرفتهاى علمى كشور - كه امروز شما برخى از نمونه‏هاى آن را مى‏شنويد - در دوران دفاع مقدّس گذاشته شد. 26/6/1382
64) تزكيه، شرطِ اوّل است. بدون تزكيه، علم هم ابزارى براى فساد و انحطاط و گمراهى و سقوط بشر خواهد شد؛ همچنان‏كه مى‏بينيد امروز در دنيا علم وسيله سقوط بشر است و از علم براى به زنجير كشيدن ملتها و دگرگون جلوه دادن حقايق و گرسنگى دادن به انسانها استفاده كرده‏اند. 2/7/1382
65) دانش، وسيله نجات و رستگارى انسان است كه به زمان و مكانى خاص بستگى ندارد و مربوط به همه دوره‏هاى زندگى بشر است. 2/7/1382
66) البته توليد علم به معناى اين نيست كه ما ترجمه و فراگيرى را نفى كنيم؛ نه، آن هم لازم است، بلكه من مى‏گويم در ترجمه و فراگيرى نبايد توقّف كرد. 8/8/1382
67) مسأله توليد علم فقط مربوط به علوم پايه، تجربى و ... نيست، بلكه شامل همه علوم و از جمله علوم انسانى است. ما بخصوص در زمينه علوم انسانى، برخلاف آنچه كه انتظار مى‏رفت و توقّع بود، حركت متناسب و خوبى نكرده‏ايم، بلكه مفاهيم گوناگون مربوط به اين علم را - چه در زمينه اقتصاد و چه در زمينه‏هاى جامعه‏شناسى، روان‏شناسى و سياست - به شكل وحى مُنزل از مراكز و خاستگاههاى غربى گرفته‏ايم و به‏صورت فرمولهاى تغيير نكردنى در ذهنمان جا داده‏ايم و بر اساس آن مى‏خواهيم عمل و برنامه خودمان را تنظيم كنيم! گاهى كه اين فرمولها جواب نمى‏دهد و خراب درمى‏آيد، خودمان را ملامت مى‏كنيم كه ما درست به‏كار نگرفته‏ايم؛ در حالى‏كه اين روش، روشِ غلطى است. ما در زمينه علوم انسانى احتياج به تحقيق و نوآورى داريم. مواد و مفاهيم اساسى‏اى هم كه بر اساس آن مى‏توان حقوق، اقتصاد، سياست و ساير بخشهاى اساسى علوم انسانى را شكل داد و توليد و فراورى كرد، به معناى حقيقى كلمه در فرهنگ عريق و عميق اسلامى ما وجود دارد كه بايد از آن استفاده كنيم. 8/8/1382
68) مبارزه با امريكا در ميدان علم هم صدق مى‏كند. آن‏جا هم از اين‏كه پيشرفت علمى داشته باشيم، ناراحتند. از پيشرفت علمىِ مردم ما ناراحتند؛ از پپشرفت اقتصادى مردم ما ناراحتند؛ از اين‏كه دولت بتواند خدمتى به مردم بكند و گره‏اى از مشكلات مردم باز شود، ناراحتند. هر كس به عقب‏ماندگى علمى كمك كند، به نفع امريكا كار كرده است. 23/8/1382
69) توليد مقاله و نشر آن در دنيا - كارِ مهم و درجه يك نيست و با انجام آن، همه كار صورت نگرفته، بلكه بايد اين فكر در اين‏جا پخته، توليد و اجرايى شود و به مرحله عمل درآيد، تا بشود گفت پيشرفت حاصل شده است. البته در همين زمينه‏ها هم خيلى كار در كشور صورت گرفته است و ما حركت كرده و به راه افتاده‏ايم. 21/11/1382
70) علم بايد مثل ثروت، عادلانه توزيع شود. نظر اسلام هم همين است كه علم بايد بين همه كشورها و ملتها توزيع شود. 21/11/1382
71) فضاى عمومى كشور بايستى فضاى ترويج، توليد، گسترش و تحقيق علم و پرورش عالِم و محقّق باشد. وقتى فضاى عمومى اين‏طور شد، معنايش اين نيست كه لزوماً در همه خانه‏ها يا در هر نقطه‏اى از جامعه بايستى علم به‏وجود آيد؛ نه، بلكه علم لازم است در نقطه مناسب خودش به‏وجود آيد. فضا، فضاى علمى خواهد بود؛ فضاى تحقيقى خواهد بود؛ منتها بديهى است كه وقتى فضاى علمى در كشور به‏وجود آيد، اين علم و تحقيق در نقطه مناسب و متناسب رشد خواهد كرد؛ مثلاً در دانشگاهها، پژوهشگاهها و از اين قبيل مراكز. 21/11/1382
72) مراقب باشيد كه در آن منطقه‏اى كه كار علمى هست، اصلاً رگه مسائل سياسى وارد نشود. معناى اين حرف اين نيست كه يك نخبه علمى نبايد سياسى باشد؛ چرا، ما معتقديم كه مردان خدا و مردان معنوى هم بايد سياسى باشند و در ميدان سياست فعاليت كنند؛ اما اين بدان معنا نيست كه انسان در آن جمع علمى، پژوهشى، صنعتى و كارى - هر نوع كارى - گرايشها و رغبتها و تمايلات سياسى را تأثيرگذار و تعيين كننده قرار دهد؛ اين قطعاً كار را خراب مى‏كند. 21/11/1382
73) همّت گماشتن و خواستن و عزم استوار كردنِ بر مقصود، در زمينه علم هم تحقّق پيدا كند. 21/11/1382
74) هيچ‏كس خيال نكند كه چون در ميدان علم پيشرفت كرده‏ايم، به مقصد رسيده‏ايم و ديگر بس است؛ نه، ما را خيلى عقب نگه داشته‏اند. 24/11/1382
75) اينها در علم مشکلي نداشتند؛ اما علم بدون هدايت و فضيلت و معنويت و انسانيت، و علم ناظرِ فقط به دنيا و غمض عين از آخرت، نتيجه‏اش همين است. اول، جلوه‏يي به زندگي مي‏بخشد و قدرت و ثروت و زيبايي مي‏دهد - «للباطل جوله» - اما آخر قضيه اين است؛ و اين ادامه پيدا خواهد کرد. 21/3/1383
76) دانشهاي جديد، خيلي خوب است. ما جوانهايي را که در دانشگاه‏ها درس مي‏خوانند، به علم و تحقيق و پژوهش تشويق مي‏کنيم. مي‏شنويد و مي‏بينيد؛ من به دانشگاه‏ها مي‏روم و با جوانهاي دانشجو و اساتيد صحبت مي‏کنم و آنها را به شکستن مرزهاي دانش ترغيب مي‏کنم؛ از مرزها عبور کنند، دانش جديد به‏دست آورند و علم توليد کنند؛ اينها کارهايي است که بايد بشود. مديران و بازوان فعال کشور را به کار فناوري و صنعت و کشاورزي و توليد و تکثير ثروت ملي تشويق و ترغيب مي‏کنيم؛ در اين کار تلاش و سرمايه‏گذاري مي‏کنيم؛ همه‏ي اينها لازم است؛ به شرطي که به بهترين وجه انجام بگيرد. 21/3/1383
77) وقتي در جامعه‏ي ما صدها نفر شخصيت داراي دانش دين و مسلطِ بر منطق و استدلال ديني، در فلسفه و کلام و فلسفه‏ي جديد و محاجه‏ي با شبهه‏افکنان وجود داشته باشند، ببينيد چه اتفاق عظيمي در جامعه مي‏افتد. وقتي به‏وسيله‏ي همين مجموعه، هزاران کتاب، مجله و مقاله‏هاي علمي در سطح دنيا با زبانهاي مختلف منتشر شود، شما ببينيد چه خورشيد فروزاني از اين نقطه‏ي عالم بر همه‏ي فضاي فکري جهان بشري پرتو خواهد افکند. همه‏ي اينها شدني است؛ خيالات نيست. تصور نکنيد اينها آرزوهاي پوچ و توخالي است؛ نخير، اينها واقعيتهاي دست‏يافتني است؛ منتها بايد دست دراز کرد، خود را به اين واقعيت رساند و آن را گرفت؛ اين کار همت مي‏خواهد. 21/3/1383
78) از تجربه‏ها و دانشها بايد استفاده کرد، اما الگو و شيوه و مدل را بايد کاملاً بومي و خودي انتخاب کرد. 27/3/1383
79) اگر علم به‏وسيله‏ي بندگان صالح مديريت شد، آن‏وقت خدمت مي‏کند و زيان نمي‏رساند. 1/4/1383
80) اگر مديريت علم به دست انسانهاي دنياطلب و قدرت‏طلب و زراندوز و سلطه‏طلب بود، همين مي‏شود که امروز شما در دنيا مشاهده مي‏کنيد؛ يعني علم ابزاري براي استعمار، استثمار، تحقير ملتها، اشغالگري و براي ترويج فحشاء، سکس و هروئين خواهد شد. 1/4/1383
81) بايد براي کسب علم و تحقيق جهاد کرد؛ بايد کار کرد. 1/4/1383
82) علم ابزار قدرت است. خود غربي‏ها با علم به قدرت رسيدند؛ اين يکي از پديده‏هاي تاريخ بود. 1/4/1383
83) کساني که قلم به دست دارند و وظيفه‏ي فرهنگي دارند، بايد روزبه‏روز علم و تحصيل را ترويج کنند. 15/4/1383
84) در اسلام علم شرافت ذاتي دارد. 17/4/1383
85) اسلام همچنين نسبت به علم، مهمترين حرکت و مهمترين تحريک و تحريص را داشته است. تمدن اسلامي به برکت حرکت علمي که از روز اول در اسلام شروع شد، به‏وجود آمد. 5/7/1383
86) اين باور که هر کسي وارد ميدان علم شد، به‏طور طبيعي بايستي از فضيلت و معنويت و اخلاق کناره بگيرد، فکري کاملاً غلط و وارداتي و متکي به پيشينه‏يي است که در اروپاي مسيحي به‏وجود آمد و بکلي با محيط اسلامي و با فهم و تعاليم اسلامي سازگار نيست؛ چرا که اگر دانشمند بافضيلت و بااخلاق باشد؛ در هر رشته‏اي، از آن مي‏توان اميد براي اعتلاي بشريت و اعتلاي کشور خودش داشت؛ اين دانشمند هدفها را هدفهاي ارزشمند مي‏کند و حرکتش حرکت به نفع انسانيت و به نفع عدالت و به نفع فضيلت و در جهت مقابلِ نابساماني‏هاي عجيب دنياي امروز خواهد شد. شما سعي کنيد اين‏جور دانشمنداني در آينده باشيد و هدف خودتان را اين مسائل قرار دهيد؛ انسانهايي باشيد که مي‏توانند چرخ دنيا را در جهت درست به حرکت دربياورند؛ اين را براي خودتان هدف قرار دهيد؛ و اين ممکن است؛ البته بايد کارهاي مقدماتي فراواني براي رسيدن به آن هدف انجام بگيرد. 5/7/1383
87) در اسلام ضديت دين با علم و ضديت دين با عقل، اصلاً معنا ندارد. در اسلام يکي از منابع حجت براي يافتن اصول و فروع ديني، عقل است؛ اصول اعتقادات را با عقل بايستي به‏دست آورد؛ در احکام فرعي هم عقل يکي از حجتهاست. 5/7/1383
88) ما به عنوان مسلمان و مؤمنِ به اين آئين، وظيفه داريم کار علمي و رسيدن به اوج علمي را هم در حرکت فردي خودمان و هم در برنامه‏ريزي جمعي کشور دنبال کنيم؛ اين وظيفه است؛ نگاه به اين قضيه، بايد به اين شکل باشد. 5/7/1383
89) احترام به دانشجو و دانشگاه به معناي احترام به دانش است. 10/8/1383
90) اگر کشور ما در زمينه‏ي علم سرمايه‏گذاري و تلاش نکند، مسلماً باز هم سالهاي متمادي در پيشرفت همه‏جانبه و توسعه‏ي کشور تأخير خواهد افتاد. 10/8/1383
91) به علم اهميت دهيد. کليد اصلي باز کردن قفلهاي گوناگون، اهميت دادن به علم است. 10/8/1383
92) تکريم دانشجو و دانشگاه به معناي تکريم علم است. 10/8/1383
93) در کنار علم، فرهنگ و تزکيه و اخلاق و معنويت هم لازم است؛ در اين هيچ شبهه نکنيد. 10/8/1383
94) در گذشته سرچشمه‏ي علم در اين کشور خشک شده بود. از طرق مختلف اين کار صورت مي‏گرفت: يکي اين بود که درمقابل هيمنه‏ي پيشرفت دانش غربي، اين تصور در کشور ما غليظ شد و مورد تأکيد قرار گرفت که ايراني قادر نيست، ايراني نمي‏تواند، ايراني استعداد لازم را براي پيشرفت علمي و صنعتي ندارد. 10/8/1383
95) علم و عالم همان‏قدر که مي‏توانند مفيد باشند، مي‏توانند مضر هم باشند؛ «چو دزدي با چراغ آيد گزيده‏تر برد کالا». اگر کسي که علم در وجود او هست، تقوا و پرهيزگاري و امانت و صداقت در او نباشد، مي‏تواند موجود مضري باشد؛ مي‏تواند عليه کشور و مصالح کشور، علم خودش را مورد استفاده قرار دهد. 10/8/1383
96) وقتي در جامعه‏يي علم محترم شمرده مي‏شود که استعداد و سرچشمه‏ي دروني عناصر انساني کشور جوشان شود و علم بومي گردد. سرمايه‏گذاري براي علم، بايد با اين هدف باشد؛ والّا اين‏که ديگران فرآورده‏هاي علمي داشته باشند و فرمولها و کلماتي را به ما بياموزند و ما بدون اين‏که هيچ عمقي از آن به‏دست بياوريم، آن کلمات را ياد بگيريم، به پيشرفت هيچ کشوري کمک نمي‏کند؛ نه ما و نه هيچ کشور ديگري. 10/8/1383
97) وقتي علم نباشد، صنعت نيست. وقتي صنعت نباشد، بسياري از ثروتهاي جامعه کشف نمي‏شود. وقتي صنعت نباشد، همه‏ي موجودي براي به‏دست آوردن صنعت روز خرج مي‏شود؛ دنباله‏روي از بيگانه و گرفتنِ ناگزيرِ فرهنگ بيگانه و تبعيت ناگزير از سياست‏هاي بيگانه هم به دنبالش پديد مي‏آيد. همه‏ي اينها ناشي از بي‏علمي است. بنابراين علم بايد در کشور ترويج شود. 10/8/1383
98) علم و هدايت و رحمت الهي بر اثر تقوا از سوي خداوند به انسان عطا مي‏شود. از همه بالاتر، فلاح است. فلاح و رستگاري بر اثر تقوا به دست مي‏آيد. 24/8/1383
99) آگاه‏سازي نسبت به مقوله‏هاي حساس؛ مثل علم. مسأله‏ي علم در کشور خيلي مهم است. با مطالعه‏ي دقيق و همه‏جانبه، انسان به چند سرفصل معدود مي‏رسد، که يکي از آنها علم است. ما براي آينده به علم احتياج داريم. نهضت نرم‏افزاري و توليد علم و انديشه و فکر که مطرح شد، بايد جدي گرفته شود. خوشبختانه زمينه‏ها کاملاً آماده و استقبال هم خيلي خوب است. مردم را نسبت به مقوله‏ي علم، امنيت، پرورش نخبگان، اقتدار ملي، کار و ابتکارِ گره‏گشا و پيشبرنده و مقولاتي از اين قبيل حساس کنيد. 11/9/1383
100) آنچه مهم است، توليد علم است. 26/9/1383
101) پايه و مبناي علوم انساني‏يي که امروز در غرب مطرح است، از اقتصاد و جامعه‏شناسي و مديريت و انواع و اقسام رشته‏هاي علوم انساني، بر مبناي يک معرفت ضدديني و غيرديني و نامعتبر از نظر کساني است که به معرفت والا و توحيدي اسلامي رسيده باشند. ما در اين زمينه‏ها بايد کار کنيم. در زمينه‏ي علوم تجربي بايد کار و تلاش کنيم. قدرت پيشرفت علمي و باز کردن راه‏هاي نو و گشودن افقهاي جديد را بايد در خودمان به‏وجود بياوريم؛ همت ما بايد اين باشد؛ توقع، اين است. 26/9/1383
102) در جهان‏بيني ما، علم از دل دين مي‏جوشد و بهترين مشوق علم، دين است. ديني که ما مي‏شناسيم، جهان‏بيني ديني‏يي که ما از قرآن مي‏گيريم، تصويري که ما از آفرينش و از انسان و از ماوراءالطبيعه و از توحيد و از مشيت الهي و از تقدير و قضا و قدر داريم، با علم سازگار است؛ لذا توليدکننده و تشويق‏کننده‏ي علم است. 26/9/1383
103) دستگاه‏هاي مسؤول دولتي و اجرايي علاقه‏مندند به علم اهميت بدهند و اين را قبول کرده‏اند که علم، محور توسعه‏ي حقيقي براي کشور است. 26/9/1383
104) ما بدون علم نمي‏توانيم به‏جايي برسيم؛ هم در سند چشم‏انداز بيست‏ساله اين آمده، هم در مذاکراتي که حول‏وحوش اين مسأله وجود دارد، اين معنا بوضوح براي همه تبيين شده است. همت لازم است؛ هم در دستگاه‏هاي مديريتي، هم در شما اساتيد محترم و کساني‏که بالمباشره مسؤوليد. 26/9/1383
105) هم در بخش آموزش و هم در بخش پژوهش، نياز به تمرکز بيشتري از سوي مسؤولان داريم. مسؤولان کشور در اين زمينه بايد با يک نگاه واقع‏بين و با يک محاسبه‏ي صحيح و - براي کوتاه‏مدت - غيرمادي به مسأله نگاه کنند. اگرچه در بلندمدت يقيناً ثروت و پيشرفت و رشد مادي کشور هم در گرو همين‏هاست، منتها در مسائل دانشگاه، در کوتاه‏مدت بايد محاسبات را بر مبناي مسائل مالي و اقتصادي و مادي قرار نداد. 26/9/1383
106) با دانايي است که يک انسان، يک جامعه و يک کشور توانايي به‏دست مي‏آورد. 2/10/1383
107) جنبش نرم‏افزاري، يعني در زمينه‏ي علم، توليد علم و شکستن مرزهاي علم، يک جنبش و يک حرکت عظيم به‏وجود بيايد. 17/10/1383
108) جنبش نرم‏افزاري، يعني در معرفت علمي ننشينيد دست خود را دراز کنيد تا ديگران بکارند و ميوه‏چيني کنند و هر مقدار از ميوه را که لازم نداشتند، بياورند در دست شما بگذارند. برو بکار، برو آبياري کن، برو روي بنايي که ديگران ساخته‏اند، بنا بساز؛ اين هدف ما بود. 17/10/1383
109) علم، فقط علم مادي نيست؛ علوم انساني هم مقوله‏ي بسيار مهمي است. 17/10/1383
110) ما امروز بايد توجه کنيم که علم همچنان‏که در يک فرد عزت‏نفس و اعتماد به نفس مي‏آفريند، در يک ملت هم عيناً همين کار را مي‏کند. 17/10/1383
111) ما در ميدانهاي گوناگون و در فضاي معرفت علمي امروز دنيا مي‏توانيم کارهايي بکنيم که هنوز در دنيا نو باشد؛ اين در همه‏ي زمينه‏ها کاملاً امکان‏پذير است. 17/10/1383
112) ملتي که از علم و دانش برخوردار بود، فتوحات علمي داشت و توانست در دنيا در علم نوآفريني کند، به‏طور طبيعي داراي اعتمادبه‏نفس و عزت‏نفس خواهد بود. اگر اين عزت‏نفس و اين اعتمادبه‏نفس در ملتي پديد آمد، بسياري از مشکلات او حل خواهد شد؛ کارهاي بزرگ مي‏کند، خطرپذيري‏ها مي‏کند، در ميدانهاي دشوار قدم مي‏گذارد و کوه‏ها را از جا مي‏کند. کليد اين کارها علم است. ما بايد علم را در کشور احيا کنيم؛ اين، نقطه‏ي اصلي مسأله است. 17/10/1383
113) اين واقعيت است؛ ما پيش‏رفته‏ايم. اين، به‏خاطر اعتمادبه‏نفس است؛ بايد اين اعتمادبه‏نفس ملي را در زمينه‏ي علم تقويت کرد و اسلام اين را به ما مي‏آموزد؛ و ما ان‏شاءالله پيش مي‏رويم. 14/2/1384
114) اين‏جور نباشد که ما تصور کنيم اگر به هنر يا به دانش مي‏پردازيم، براي اين است که يک مابه‏ازاي مادي دارد، که اگر اين‏جا به‏دست نياورديم، برويم جاي ديگر. البته طبيعت انسانها بعضاً کشش به اين سمت دارد؛ اما فرهنگ ديني و اسلامي اين نيست. 14/2/1384
115) ما اگر همت کنيم، مي‏توانيم تا بيست سال ديگر، تا سي سال ديگر، کاري کنيم که وقتي نام‏آوران عرصه‏ي علم و فناوري را در دنيا نام مي‏آورند، ايرانيان و کشور ما در صدر قرار بگيرد؛ مي‏توانيم اين کار را بکنيم؛ ما استعدادمان خيلي خوب است؛ همه چيز اين را گواهي مي‏دهد. آنچه ما کم داشتيم - که انقلاب به ما داد - اعتمادبه‏نفس بود؛ ما امروز اعتمادبه‏نفس پيدا کرده‏ايم. جريان علمي کشور، خوشبختانه جريان خوبي است؛ اين جوانهاي ما امروز اعتمادبه‏نفس دارند. 14/2/1384
116) اگر جوامع مسلمان از کاروان علم و سازندگي و ابتکار عقب ماندند، به‏خاطر اين است که به دستور اسلامي عمل نکردند. 18/2/1384
117) بر دامنه‏ي علم بايد بيفزاييم. ما ملت بااستعدادي هستيم؛ تاريخ و ميراث فرهنگي ما به اين گواهي مي‏دهد. اين‏که ما مي‏توانيم ظرفيت‏هاي توليد را افزايش دهيم، کميّت‏ها را بالا ببريم، کيفيت‏ها را روزبه‏روز بهتر کنيم و زواياي ناشناخته را در بخش‏هاي صنعت، معدن، کشاورزي، دانش، فنون و بقيه‏ي بخش‏هاي مجموعه‏ي زندگي انسان روزبه‏روز بيشتر شناسايي کنيم، نشانه‏ي رحمت و توفيق الهي است. 18/2/1384
118) من به همه‏ي جوانان و همه‏ي کساني که در راه علم حرکت مي‏کنند، مؤکداً توصيه مي‏کنم که رشته‏ي علم و تحقيق و نوآوري در دانش و زنده کردن روح ابتکار و خلاقيت و آفرينش دروني و حقيقي خود را رها نکنند. فعاليت و ابتکار و نوآوري و خلاقيت، اساس پيشرفت انسان و زندگي انساني است. 18/2/1384
119) پيشرفت علمى و رشد علمى در رأس همه‏ى كارهاى اساسى براى پيشرفت كشور باشد. 21/7/1384
120) مهمترين زيرساخت كشور، زيرساخت انسانى است به وسيله‏ى علم. 21/7/1384
121) پايه و زيربناى اقتدار آينده‏ى شما ملت عزيز در قدرت علمى است. 24/7/1384
122) علم، ثروت هم ايجاد مى‏كند، قدرت نظامى هم ايجاد مى‏كند، اعتماد به نفس هم ايجاد مى‏كند. 24/7/1384
123) سيطره و تسلط علمى به دنبال خود عزت سياسى هم مى‏آورد؛ رفاه اقتصادى هم مى‏آورد؛ فضايل اخلاقى هم مى‏آورد. 25/8/1384
124) اگر شما بتوانيد گوهر اسلام ناب و آن درخشندگى‏ها را، به آن شكلى كه بتواند در جامه‏ى آراسته‏ى علم، خودش را نشان بدهد، ارائه دهيد، كار بزرگى كه كرده‏ايد. 29/10/1384
125) اما قدسيت علم بايد حفظ شود؛ «العلم نور»؛ نور بودن علم بايد مورد نظر باشد و از جمله‏ى شؤون دانشگاه اسلامى، يكى همين است. 29/10/1384
126) اين كه گفتند علم با دين مى‏سازد يا نمى‏سازد، اين نديدن منطقه‏ى نفوذ علم و دين است؛ اينها هر كدام يك منطقه‏ى نفوذى دارند؛ تلفيق اينها، اين است كه علم -يعنى اين سلاح را - ايمان - يعنى آن به‏كار برنده - مى‏گيرد و جهتش را مشخص مى‏كند؛ با اين سلاح مى‏شود بهترين و بدترين آدم‏ها را هدف قرار داد؛ منتها تا اين سلاح دست كه باشد؟ 29/10/1384
127) بايد روى اين دو شاخه - دو شاخه‏ى اصلى؛ يعنى علوم انسانى و علوم پايه - در كشور، سرمايه‏گذارى فكرى، علمى، پولى و تبليغى بشود تا اين‏كه پيش بروند. علم را بايستى در حدّ اعلا دنبال كنيد. 29/10/1384
128) شما بايد در علم، يك حركتى به وجود آوريد؛ بايد در دنياى دانش‏آموزى و پيشرفت علم و بناى علمى كشور، يك تحرّكى به وجود آوريد؛ اين است آن رسالت اصلى شما. 29/10/1384
129) علم را مى‏شود به پول تبديل كرد و از لحاظ اقتصادى هم قوى شد. اين، جايگاه علم است. 29/10/1384
130) كارى كنيد كه دانشمندان مسلمان و مؤمن ما، در رشته‏هاى مختلف علوم انسانى، صاحب‏نظرانى شوند كه دنيا از نظرات اينها استفاده كند. 29/10/1384
131) گرفتن پايه‏هاى يك علم از يك مجموعه‏ى خارج از محدوده‏ى مورد قبول ما، به معناى قبول نتايج آن نيست. 29/10/1384
132) ما، هم براى سرجمع كردن، مدوّن كردن، منظم كردن و نظام‏مند كردن آنچه كه خودمان داريم، به يك تفكر و تجربه‏ى علمى احتياج داريم. 29/10/1384
133) يك ملت، با اقتدار علمى است كه مى‏تواند سخن خود را به گوش همه‏ى افراد دنيا برساند؛ با اقتدار علمى است كه مى‏تواند سياست برتر و دست والا را در دنياى سياسى حائز شود. اقتصاد هم به دنبال اينها به دست مى‏آيد؛ پول تابع توانايى‏هاست. 29/10/1384
134) علم و دست برتر علمى، راز پيشرفت هر كشورى در اقتدار اقتصادى، سياسى، نظامى و روحيه‏اى است. 8/12/1384
135) اگر در كشور آرامش نباشد، نه از علم مى‏شود بهره‏بردارى كرد، نه از ايمان، و نه مى‏شود عدالت را در جامعه مستقر كرد. 14/3/1385
136) اين را بدانيد كه كليد علمى كه گفتم مى‏تواند يك ملت را متحول كند، با ايمان دست مى‏آيد؛ با ايمان نگه داشته مى‏شود؛ با ايمان به كار مى‏افتد. ايمان قوى، يك چنين نقشى مى‏تواند داشته باشد. با ايمان، همه‏ى كارها آسانتر انجام مى‏شود تا بدون ايمان. 25/3/1385
137) علم، قدرت است - از اين دو حال خارج نيست - هر كس دانش را به دست آورد، مى‏تواند قدرتمندى و قدرت‏نمايى كند؛ هر كس دانش را به دست نياورد، قدرت‏نمايى و قدرتمندى عليه او انجام مى‏گيرد. 25/3/1385
138) هدف، بايد همان چيزى باشد كه من بارها گفته‏ام. كشور بايد در علم، در دانش و به تبع علم و دانش، در آنچه كه مترتب بر علم است، در رتبه‏هاى اول جهان قرار بگيرد. نمى‏گويم پنج سال ديگر، ده سال ديگر؛ نه، هدف را بگيريد پنجاه سال ديگر؛ اما بايد برويم و برسيم و اين. 19/8/1385
139) علمِ وارداتى، علم - به معناى حقيقى كلمه - نيست؛ علمِ درون‏زا است كه اقتدار مى‏بخشد. ۱۳۸۶/۰۲/۲۵
140) علم را براى خدا و در راه خدا بايد تحصيل كرد و به كار گرفت. اين، جزو تعاليمِ اوليه‏ى ما بايد باشد؛ در همه‏جا. ۱۳۸۶/۰۴/۲۵
141) ما دنبال علمى هستيم كه ما را به معنويت، به انسانيت، به خدا، به بهشت نزديك كند. ۱۳۸۶/۰۶/۱۲
142) ما ميخواهيم علم در خدمت انسانيت باشد، در خدمت عدالت باشد، در خدمت صلح و امنيت باشد. ۱۳۸۶/۰۶/۱۲
143) افتخار خدمت به كشور از راه علم را شماها خيلى قدر بدانيد. خدمت به كشور از راههاى مختلفى ممكن است؛ يكى از بهترين راههايش خدمت به كشور از راه علم است. خب، سياستمدارها هم خدمت به كشور ميكنند؛ مجاهدان راه خدا و رزم‏آوران ميدانهاى جنگ هم خدمت به كشور ميكنند، تجار و بازرگانان و بقيه هم خدمت به كشور ميكنند، صنعتگران هم خدمت به كشور ميكنند؛ اما يكى از راههاى برجسته‏ى خدمت به كشور، از راه علم است. ۱۳۸۷/۰۶/۰۵
144) دانش يك ارزش است. به بركت دانش، معرفت خدا هم آسان ميشود. كسانى كه داراى علم‏اند، بيشتر ميتوانند حقانيت پيام پيغمبران و حقانيت پيام راستين اسلام را بفهمند. ۱۳۸۷/۰۶/۰۵
145) علم براى يك جامعه‏ى انسانى، يك موهبت الهى است: هم علوم ارزشى و علوم معرفتى، و هم علومى كه به انسان كمك ميكند تا در اين طبيعت عظيم و در اين خلقت شگفت‏آور خداى بزرگ، از گنجينه‏هائى كه خدا براى انسان در اين طبيعت قرار داده، بيشتر و بهتر استفاده كند. ۱۳۸۷/۰۶/۰۵
146) علم به ثروت كمك ميكند، ثروت به علم كمك ميكند؛ دائماً هم‏افزائى به وجود مى‏آيد. ما بايد دنبال اين روز باشيم. ۱۳۸۷/۰۶/۰۵
147) علم را با شهوات، با غرضها و با چيزهائى كه در عالم مادى و گرايشهاى مادى وجود دارد، مخلوط نبايد كرد. ۱۳۸۷/۰۶/۰۵
148) علم مايه‏ى اقتدار ملى، مايه‏ى قدرت كشور، مايه‏ى ثروت كشور و مايه‏ى سربلندى هر كشورى است. ۱۳۸۷/۰۶/۰۵
149) علم مايه‏ى قدرت و ثروت است. ۱۳۸۷/۰۶/۰۵
150) علم وسيله‏اى است براى رسيدن به اقتدار ملى و ثروت ملى. ۱۳۸۷/۰۶/۰۵
151) جهاد فقط در ميدان جنگ نيست، در ميدان علم هم مثل بقيه‏ى ميادين زندگى، جهاد لازم است. ۱۳۸۷/۰۷/۰۳
152) جهاد يعنى تلاش بى‏وقفه، همراه با خطرپذيرى - در حد معقول البته - و پيشرفت و اميد به آينده. ۱۳۸۷/۰۷/۰۳
153) ما بايد علم را خودمان توليد كنيم و آن را بجوشانيم. هر پله‏اى از پله‏ها كه انسان در مدارج علم بالا برود، او را آماده ميكند براى برداشتن گام بعدى و رفتن به يك پله‏ى بالاتر. اين حركت را بايستى ما از خودمان، در درون خودمان، با استفاده‏ى از منابع فكرى و ذخائر ميراث فرهنگى خودمان ادامه بدهيم و داشته باشيم. ۱۳۸۷/۰۷/۰۳
154) نبايد ما در مسئله‏ى علم، واگن خودمان را به لوكوموتيو غرب ببنديم. البته اگر اين وابستگى ايجاد بشود، يك پيشرفتهائى پيدا خواهد شد؛ در اين شكى نيست؛ ليكن دنباله‏روى، نداشتن ابتكار، زيرِ دست بودنِ معنوى، لازمه‏ى قطعىِ اين چنين پيشروى‏اى است؛ و اين جايز نيست. ۱۳۸۷/۰۷/۰۳
155) «علم‏گرايى و علم‏محورى» در همه‏ى بخشها گفتمان مسلط جامعه بشود. 23/5/1385
156) اهل علم مايل است كه بتواند كار علمى بكند. 23/5/1385
157) پايه‏ى فناوريهاى پيشرفته و رشد تمدن مادى، تمدن مرتبط با مسائل زندگى، دانش است؛ اگر بخواهيد اين دانش را از ديگران بگيريد و خودتان مصرف‏كننده باشيد، به هيچ جا نخواهيد رسيد. بايد اين دانش در داخل برويَد. فرق ميكند كه انسان يك چيزى را از ديگرى در حدى كه او ميخواهد به ما تعليم بدهد، ياد بگيريم و شاگردى كنيم، يا اينكه همواره شاگرد نمانيم. 23/5/1385
158) دلگرمى محقق و پژوهشگر و اهل علم، اساسِ كار است. همچنان كه در جنگهاى نظامى، روحيه از همه چيز مهمتر است، در محيط علمى هم همين معنا صادق است. اين روحيه احتياج به يك تمركز در تصميم‏گيرى و برنامه‏ريزى و اقدام دارد كه اين را ما در عنوان بنياد نخبگان تجسّد بخشيديم. 23/5/1385
159) علم براى امروز و فرداى ما حياتى است. 23/5/1385
160) علم را بايد برويانيم؛ اين چيزى نيست كه بدون مديريت كردن و سرمايه‏گذارى، به خودى خود به طور مطلوب صورت بگيرد. 23/5/1385
161) ما هر كار ديگرى بكنيم، اگر در علم تهيدست باشيم، آن كارها، كارهاى عقيم و بى‏عاقبتى خواهد بود. 23/5/1385
162) نمى‏شود يك ملت شاگرد بماند. ما يك روزى در دنياى علم و مدنيت استاد بوديم؛ حالا به مرحله‏ى شاگرد تنزل پيدا كرده‏ايم؛ يك مدت هم شاگرد بسيار تنبل بوديم! اما امروز مشغول حركتيم و بايستى پيش برويم؛ بخصوص در زمينه‏ى علوم پايه كه در حقيقت پايه‏ى نظرى هر تحرك علمى و هر فناورى پيشرفته است. 23/5/1385
163) رقيب، يعنى دنياى غرب، مجهز به سلاح علم است. از سلاح علم براى غلبه‏ى در ميدانهاى سياست، اقتصاد و فرهنگ استفاده ميكند.ما بايد اين سلاح را به دست آوريم. بايد بتوانيم مسلح به علم شويم تا تهديد رقيب - يا رقيب يا دشمن، حالا همه‏شان يك جور نيستند - نتواند آن‏طورى كه تاكنون كارآمد بوده است، كارآمد باشد. ما بايد اين را داشته باشيم. اين يك هدف راهبردى بسيار بلند ملت و بسيار مهم و حياتى است. 25/6/1385
164) علم با دين و اخلاق هست كه براى بشريت مفيد خواهد بود. اين را به طور قاطع بدانيد، علم هر چه هم پيشرفت كند، اگر از اخلاق و دين فاصله بگيرد، به حال بشريت مفيد نخواهد بود. 25/6/1385
165) علم را بايد به دست آورد. البته اين را ميدانيم كه علم به تنهايى كافى نيست. علم بايد با اخلاق و ايمان همراه شود تا ما به همان چاله‏اى نيفتيم كه غرب در آن افتاد؛ يعنى علم براى آن وسيله‏ى ظلم شد، وسيله‏ى انحراف اخلاقى شد و وسيله‏ى گسترش فرهنگهاى گمراه‏كننده و هلاك‏كننده شد. ما بايد دچار آن نشويم. آن به جاى خود محفوظ، اما حالا نقطه‏ى اساسى اين است كه علم براى ما يك امر حياتى است. 25/6/1385
166) ما ميخواهيم در اين كشور، معلوم باشد كه تحصيل علم و خود علم و تأثير آن در آينده‏ى كشور، يك نقطه‏ى برجسته و اساسى براى نظام جمهورى اسلامى است. 25/6/1385
167) علم - كه وسيله‏ى رشد ملى، بشرى، انسانى و اوج گرفتن در محيط عام بشريت است - جزوِ چيزهاى لازم است و بايد به اين اهتمام داشته باشيد. 6/6/1385
168) همان وقتى كه نماز و زكات و اين چيزها آمد، طلب العلم هم آمد؛ «اطلبوا العلم ولو بالصين» هم آمد. من بارها تكرار ميكنم، اين به خاطر همين است كه جامعه، بدون علم نخواهد توانست آرمانهاى خودش را بالا بياورد. 6/6/1385

 

  • تعلیم و تربیت
  • Creative
  • Tips
  • Marketing

[Author]

     

[AuthorDesc]

نظرات

پاسخ به:

عنوان شما: *
نظر: *

جستجو

مطالب مرتبط

جرعه ای از جام (گزیده ای از بیانات امام خامنه ای پیرامون تعلیم وتربیت)

جرعه ای از جام (گزیده ای از بیانات امام خامنه ای پیرامون تعلیم وتربیت)

پنج شنبه، 18 فروردین
جر عه ای از جام (گزیده ای از بیانات امام خامنه ای پیرامون  علم  و عالم)

جر عه ای از جام (گزیده ای از بیانات امام خامنه ای پیرامون علم و عالم)

پنج شنبه، 18 فروردین
جرعه ای از جام (گزیده ای  از بیانات امام خامنه ای پیرامون علم آموزی)

جرعه ای از جام (گزیده ای از بیانات امام خامنه ای پیرامون علم آموزی)

پنج شنبه، 18 فروردین

برچسب ها